سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )
99
زبور آل داود ( فارسى )
جمع كثير از هواخواهان و نوكران كه در دولتخانهء خود از سابق به جهت محافظت حرم مقرر فرموده بودند ، از استماع ورود آن حضرت به چهار باغ حاضر گرديدند . مجملا به قدر هزار كس از هواخواهان جمع شدند و لا جرم شاهرخ شاه به اقدام اذيت جرأت ننمود و جمعى از قدما و دولتخواهان در كمال احتياط مستعد محافظت اطراف حرم گرديدند . بعد از فراغ از اكل ، با آن حضرت در كمال سلوك ظاهرى وداع نموده آن جناب از چهار باغ سوار شده به دولت سراى خود تشريف بردند . روز ديگر مسموع شد كه شاهرخ ميرزا رسول بيك مير آخور را - كه از پروردگان نمك نادرى بود - با شصت سوار از فرقهء غلامان محرم ، قبل از ورود آن جناب ، ظاهرا به جهت طلبيدن على شاه مكحول و پسر ابراهيم شاه كه طفل بيمارى بود روانه و باطنا تلقين قتل آن جناب عند الفرصة نموده نظر به اينكه علام الغيوب كه حافظ حقيقى است در آن وقت اذيت آن ظالم حق ناشناس را مقدر ننموده بود ، قبل از ورود رسول بيك ، آن جناب از بىراهه تشريف برده از اذيت آن موذى مصون و محروس ماندند تا اينكه جواهر خانه و خزانه و غيرهء كارخانجات پادشاهى داخل شهر شده به موجب ثبت و سررشتهء دفترى به تفصيل و دقت تمام تسليم عملههاى « 1 » پادشاهى نمودند . در عوض اين اعانت عظيم - كه هرگاه آن جناب باعث نمىشدند ، جماعت افغان و اوزبك و اهل عراق و آذربايجان و قلمرو همه را به غارت برده دينارى از اين اموال و اثاثه نمىگذاشتند كه به خراسان برسد - در جلدوى « 2 » چنين اعانتى ، شاهرخ شاه بدعهد ، بناى مكر و خدعه با كلام ملك علّام گذاشته چنانچه ليلا و نهارا در فكر اذيت جانى آن جناب مىبود . لكن به جهت موانعى چند عداوت خود را ظاهر نمىتوانست نمود . در كمال احتياط ، آن جناب نزد او آمد و شد مىفرمود . تا اينكه شبى پنجاه كس از غلامان خود را به دولتخانهء آن جناب
--> ( 1 ) . عمله در عربى جمع عامل است به معناى كاركنان . در فارسى اين كلمه را مردم به صورت و معناى مفرد به كار مىبرند و براى جمع ، ها بر آن مىافزايند . . ( 2 ) . واژهاى است تركى به ضم جيم به معناى پاداش ، انعام .